آشنائی با شهرستان كلیبر
شهرستان کلیبر یکی از 19 شهرستان استان آذربایجانشرقی می باشد که خود شهرستان دارای سه بخش مرکزی – آبش احمد و خداآفرین است که آب و هوای کوهستانی و معتدل دارد .
موقعیت ارتباطی شهرستان :
o یک راه از شهرستان اهر به کلیبر می رسد که 60 کیلومتر بوده و جاده ای کوهستانی دارد .
o از کلیبر یک راه کوهستانی به طول 65 کیلومتر به کرانه های ارس متصل می شود .
o همچنین یک راه آسفالته از جلفا درست کنار رود ارس به منطقه می رسد که در اسکانلو پایان می یابد .
o یک راه از پارس آباد به منطقه می آید که در اسکانلو پایان می یابد .

جاذبه های منطقه کلیبر :
آنهایی که زیاد سفر کرده اند می دانند که زیباییهای ارسباران بخصوص منطقه کلیبر کم نظیر و بسیار جالب و در ماه های اردیبهشت ،خرداد و تیر ماه طبیعت زیبایی و توانایی خود را به نمایش می گذارد . مراتع و کوهها و باغ ها و کنار رودخانه ها سراسر پر از رنگانگ می گردد .
همه جا سر سبز و پر تلاوت می شود در این منطقه (کلیبر) هر یک از فصول سال زیبایی خیره کننده ای دارد .
سیاح غرب به نام ابن حوقل در سال 367 هجری از منطقه کلیبر دیدن کرده و می نویسد : سیاه کویه (قره داغ ) کوهی بس بزرگ است و مردم آنجا به سیصد زبان تکلم دارند . در سراسر آن باغ ها و گلها و آبراهه ها و نیز فلاحان دیده می شوند ، سرزمین پر برکت و حاصلخیز است چنانکه میوه های آن هدر رود و خوردن آن رایگان است . در این ناحیه همیشه ابر است و آفتاب کمتر می تابد .
مقدسی سیاح دیگر چنین می نویسد :
چون این سرزمین (منطقه کلیبر) بزرگ و زیبا و پربرکت بود و انگور بود دارای نرخهای ارزان ، درختان در هم کشیده ، نهرهای روان ، کوههای پر عسل ، دشتهای آبادان ، دمن های پر از گوسفند می بود و من برایش نامی نیافته و آنرا رحاب نامیدم اصحاب راس در آنجا بود . اصحاب الراس که در قرآن کریم از آن 2 بار نام برده شده است .
ابودلف درباره این منطقه چنین می نویسد :
در این مکان آبها ی معدنی وجود دارد که برای معالجه ی جرب مفید است و د ربدین مکانی به مساحت سه جریب دیدم که می گویند این محل اقامتگاه مردان موقف الرجل می باشد . و هر کس در آنجا بایستد و ا زخدا چیزی بخواهد دعایش مستجاب می شود . در بذین انتظار ظهور مهدی را دارند و در پایین شهر رودخانه بزرگی جاری است و چنانچه بیمار مبتلا به تبهای کهنه در آنجا شستشو دهد شفا یابد .
در این ناحیه انار عجیبی بار می آید و من مانند آن را در هیچ شهری ندیده ام . انجیر بذیننیز عجیب است . کشمش را در انجا در تنور خشک می کنند زیرا به واسطه فراوانی مه آفتاب ندارد و آسمان آنجا صاف نمی شود .
از این توصیف های سیاحان گذشته چنین بر می آید که شهرستان کلیبر از جمله معدود مکانها و مناطق روی کره زمین می باشد که زیباییهای سحرانگیزی دارد و ما را از یاد به یاد خدا و نعمتهای او بر می اندازد .

ادامه مطلب را بخوانید............
تصویر دیوار چین از کره ماه

شعر تركی
کلیبر

|
هاردا اولسام روحوم سنده دولانیر |
باخیشیمدا ، گوزومده سن کلیبر |
|
یازمایاندا سندن نیطقیم لال اولور |
شعریمده سن ، سوزومده سن کلیبر |
|
سن سیخیلسان بیل کی قلبیم سیخیلار |
گوزلریم تار اولار ، دونیام ییخیلار |
|
روحوم پرواز ائیلر جاندان چیخیلار |
اوزگه ده یوخ ، اوزومده سن کلیبر |
|
هر نفرین منه مینلر نفردیر |
آدین منه گورکملی بیر ظفردیر |
|
سندن اوزاق دونیا منه زهردیر |
نیشانیمدا ، ایزیمده سن کلیبر |
|
او ماوی گوللریم ، گوللو باغلاریم |
یاشیل مئشه لرین ، جاوان چاغلاریم |
|
ساخلا امانتدیر اوجا داغلاریم |
سن دره مده ، دوزوده سن کلیبر |
|
حاققیم واردی سندن دئیم ، سویله یم |
واللاه سن سیز بو حیاتی نئیله یم |
|
چوخ شیرین سن ، جانیم قوربان ائیله یم |
چورییمده ، دوزومداسان کلیبر |
|
کیم سنین دونیادا قدرین بیلمه سه |
شاد گونونده شاد اولوبان گولمه سه |
|
غملی گونده گوز یاشینی سیلمه سه |
گتیر یولا اوزونده ، سن کلیبر |
|
من سندن یازاندا قلبیم شاد اولور |
بال کیمی آغزیمدا عجب داد اولور |
|
یئنه قلمیمده سندن یاد اولور |
آتشیمده کؤزومده سن کلیبر |
|
بؤیوک بابالاریم سنده یاتیبدیر |
شیرین جانین توپراغینا قاتیبدیر |
|
بو عونوانلا هدفینه چاتیبدیر |
قودرت اولوب دیزیمده سن کلیبر |
|
مردلر اویلاغی سان ، مردلر یوردوسان |
دییاریمدان شان شوهرتلی اوردوسان |
|
بابک کیمی قهرمانلار یوردوسان |
سکسن - دوخسان ، یوزومده سن کلیبر |
|
تانری قودرت وئریب سندن دئییرم |
اینان سنی جاندان عزیز سئویرم |
|
صیاد دئییر هر مجلیسه گئدیرم |
قورقود کیمی ، سازیمداسان کلیبر |
نویسنده : صیاد جعفرزاده کلیبر
انتظار مردم از دولتمردان
این روزها مصادف است با دهه فجر انقلاب اسلامی ؛ در این روزهای تاریخی ملت ایران با حركتی خودجوش و با محوریت حضرت امام برای خود سرنوشتی را رقم زده اند.كه هنوز آثار آن از بین نرفته و با گذشت حدود 30 سال ملت ایران به ثبات نرسیده اند.. و كشور هنوز در مسائل مدیریتی و سیاسی دچار تنش هست.. كه برای هر ایرانی جای سئوال هست كه با گذشت 30 سال چرا آثار انقلاب مردمی برجای مانده و ما نتوانسته ایم ثبات سیاسی و اقتصادی در كشور و دنیا برای خود پیدا كنیم. هنوز هم در خصوص مسائل مختلف ملت ایران در تنگنا هستند و با مشكلات عدیده ایی دست و پنجه نرم می كنند و اكثر قشر مردم ایران از لحاظ معیشت و سایر امكانات رفاهی وضعیت خوبی ندارند و بنابر آمار موجود مردم ایران از لحاظ روحی در حالت افسردگی روحی بسر میبرند و قطعا" مسئولین امر در كشور در بوجود آمدن این مشكلات سهم اول را دارند.. باید از یاد نبریم كه این كشور دارای منابع غنی و سرشار خدادادی هست كه با مدیریت صحیح میتوان ملت ایران را به جایگاه واقعی در منطقه و جهان هدایت نمود. باید اذهان كرد خیلی از كشورها حسرت داشتن این منابع را دارند ولی با نبود این منابع در آن كشورها از لحاظ اقتصادی و سیاسی از ما خیلی پیشرفته و توسعه یافته هستند. نمونه آن كشور تركیه را میتوان نام برد كه با استفاده از منابع و سرمایه ایران بعد از انقلاب اسلامی خود را به چه جایگاهی در دنیا رسانده است ؛ متاسفانه دولتمردان در ایران هنوز بعد از سه دهه بر مدیریت كشور اشراف كامل ندارند. اصولا" با یك نظر گذرا به مدیریت كشورهای توسعه یافته و یا حتی جهان سوم ؛ انسان در می یابد كه مدیریت این كشورها دارای ثبات هست و كسانی كه سكاندار مدیریت سیاسی و اقتصادی را در دست میگیرند حتما" باید یك سلسله مراتب را طی كرده باشند و البته در بین این كشورها هم استثنائی وجود دارد كه شاید یك شبه به راس قدرت رسیده اند ولی حتما" با دقت نظر بیشتر در سایر مراكز قدرت سیاسی و اقتصادی یا فرهنگی این كشورها ؛ نتیجه گرفته میشود كه اصولا" افرادی در راس این مراكز حساس گمارده شده اند كه از تجربه كافی برخوردار هستند و با زبان ساده میتوان گفت كه دارای تجربه بوده و به قول معروف سلسله مراتب را طی نموده و نتیجتا" در پست تخصصی خود به كار گمارده شده اند. كه آثار این مدیریت بر ملت این كشورها مشهود هست..در هیچ كشوری مرسوم نیست كه یك نفر یك شبه به یك پست حساس سیاسی یا اقتصادی دست یابد.. ولی متاسفانه در كشور ما این باب مرسوم شده و هر روز هم تقویت میشود .. تخصص و تعهد جای خود را به خانواده سالاری یا خویشاوند سالاری داده ؛ با یك كمی درایت و واكاوی در سطح مدیریت كشور چه مجلس و یا دولت در میابیم كه كسانی به این منصب رسیده اند كه مردم هیچ نقشی در انتخاب این افراد نداشته یا خیلی كمرنگ بوده است نقش آنها..

بنظر میرسد در كشوری مثل ایران كه شاه كلید خاورمیانه هست مدیریت كلان كشور باید خیلی وضعیت سامان یافته ایی به خود گیرد و این كار قطعا" آثار مثبتی برای ملت ایران خواهد داشت و در منطقه خاورمیانه و در كل جهان میتواند مثمر ثمر باشد. اگر كسانی كه سكان هدایت كشور را در دست دارند ؛ به این مسئله اهمیت بدهند و خود را از حلقه ی مدیریتی كه برای كشور درست كرده اند رها كنند و نگاهی مثبت به سرمایه های ملی كشور بیاندازند قطعا" متوجه خواهند شد كه در ایران افرادی هستند كه لیاقت مدیریت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی كشور و ملت را دارند و از جان و دل حاضرند برای سربلندی این ملت و كشور قدم بردارند . آن موقع هست كه میتوان انتظار داشت در سالیان آینده كشور از این وضعیت بحرانی و ركود نجات خواهد یافت و آن گاه هست كه ایران خواهد توانست محوریت كشورهای خاورمیانه یا حتی فراتر از آن را در دست بگیرد چه از لحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی..
با موقعیتهایی كه در سالیان گذشته در منطقه برای كشور ایجاد شده متاسفانه دولتمردان نتوانسته اند استفاده مطلوبی ببرند. با فروپاشی اتحاد شوروی كه ثمره آن 15 كشور بود و كشور ما هم با اكثر این كشورها یا مرز مشترك داشت و یا روابط فرهنگی و اجتماعی نزدیك نتوانستیم استفاده بهینه از اینها بكنیم. و خلا ایجاد شده در این كشورها را پر كنیم. حتی در سالیان اخیر با تغییرات ایجاد شده در منطقه كه شامل عراق و افغانستان شد باز ایران جایگاه خود را در این كشورها نتوانست حفظ كند و كشورهای ثالثی سریعا" به این منطقه رو آورده و سود سرشاری از این كشورها برای خود رقم زدند.
در دهه چهارم نگاه مدیریت كشور باید در خصوص مسائل سیاسی عوض شود و اگر در جستجوی این هستیم كه انقلاب اسلامی را صادر كنیم. بنظر میرسد روش فعلی كارآمد نبوده و حاصلی در این سالیان گذشته برای ملت ایران نداشته و عایدی جز مشكلات برای كشور ایران نداشته. اولین راه صدور انقلاب بنظر میرسد راهش این باشد كه بتوانیم حداقل وضعیت اقتصادی و سیاسی كشور را سر و سامان بدهیم و در این صورت هست كه می توانیم حرف اول را در منطقه بزنیم. باید از یاد نبرده باشیم كه در جنگ جهانی دوم كشوری مثل آلمان و ژاپن و یا كره چه وضعی داشتند و الان در چه جایگاهی قرار دارند. اگر كشورهای مثل آلمان و ژاپن در جهان حرفی برای گفتن دارند و ادعا دارند كه باید عضو دائمی شورای امنیت بشوند ؛ همه آنها بخاطر قدرت اقتصادی كه بعد از جنگ جهانی دوم پیدا كردند است این كشورها دریافتند كه با اسلحه و جنگ نتوانستند كاری به پیش ببرند. و بعد از جنگ بود كه این كشورها رو آوردند به تقویت بنیه اقتصادی خویش و بعد از گذشت حدود 50 سال بود كه آلمان غربی با پرداخت پول به شوروی ؛ آلمان شرقی را خرید و توانست بعد از چند سال اقتصاد آلمان شرقی را با خود سازگار كند.

امیدوارم منبعد ؛ دولتمردان و سكانداران كشور به خود آیند و نگاه كنند كه در گذشته چه كسانی بر این كشور مدیریت داشته اند و هنوز هم اولین قانون مدون دنیا بنام این مردان در سازمان ملل به نام منشور كوروش مورد توجه جهانیان هست... پس باید برای برون رفت از وضعیت فعلی و با نگاهی عمیق به گذشته خود بتوانند راه گشای مدیریت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در كشور باشند و با دست كشیدن از قدرت طلبی و تنگ نظری یك ذره هم به سرنوشت این ملت فكر كنند.. قطعا" آیندگان در مورد ما خواهند نوشت كه چه كارهای مثبتی برای آنها كرده ایم و از یاد نبریم كه مردی مثل امام عزیز با چه مشقتی این انقلاب را به ثمر رساند و آن را بدست ما سپرد و باید امانت دار خوبی بود و قطعا" در امانت خیانت جایز نیست... قضاوت این روزها را آیندگان خواهند كرد .. به گذشتگان خود نگاه كنیم و درس عبرت بگیریم كه در تاریخ از آنها چه جوری یاد میشود....ما هم تاریخ آیندگان هستیم....
مردم ما (قسمت آخر)
کلیبر

شهر من : به جرات میتوان گفت اگر دولتمردان در سالیان گذشته به این منطقه تا حدودی توجه مینمودند (ریشه کنی فقر و سرمایه گذاری زیربنائی جهت اشتغال) تا این منطقه آلوده سیاست نگردد قطعا" این منطقه وضع اینچنینی نداشت. در طول سالیان گذشته افرادی از این منطقه و اطراف که عقاید جدائی طلبی داشتند در این شهرستان دست به تحرکاتی زدند که دولتمردان مجبور به واکنش گردیدند و این کار موجب کاهش تعداد گردشگران از مناطق دیدنی کلیبر گردید.

ادامه مطلب را بخوانید........
معرفی بزرگان تاریخ ایران زمین بابك خرم دین
بابك خرم دین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه

خَرَّم در زبان پارسی هر چیزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای انسان فراهم آورَد. اینكه بهار و باغ و بوستان را خُرَّم گوئیم به این دلیل است كه مایهی شادی و نشاطاند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است . خُرَّمدین، و بصورت امروزینش دینِ خُرَّم بمعنای دینی است كه در کنار انسان ساز بودنش مایهی شادی و خوشی مردمان شود . تعریف دین به این مفهوم در جایجای گاتای زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاریخ درباره پیروان زرتشت میگویند: هرچه انسان خرمی بیشتری بطلبد اندوه اهریمن بیشتر میشود و اهریمن بیشتر درصدد جنگیدن با انسان برمیآید ؛ و در تعریف عقاید خرمدینان مینویسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبیعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زیانی به كسی نرساند را مباح میدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست . زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد ..... (ادامه مطلب را بخوانید....)

برچسب ها:
زندگی نامه بابك خرم دین ،
مردم ما
کلیبر
شهرمن: کلیبر یکی از مناطق سرسبز ایران عزیز میباشد که میتوان گفت از نظر آب و هوا در زمره بهترین نقاط کشور بشمار میرود. مردمان این منطقه مردمی خونگرم و مهمان نواز میباشند. در عین حال از لحاظ اقتصادی در وضعیت خوبی بسر نمیبرند.

بررسی عوامل فروپاشی جناح حاكم

تصویر قلعه بابك كلیبر
شهرستان کلیبر باتوجه به گستردگی جغرافیائی دارای جمعیتی پراکنده میباشد ، اما اکثر تصمیمات سیاسی و اقتصادی به علت مرکزیت کلیبر در این شهر کوهستانی گرفته میشود. با توجه به مهاجر پذیر بودن شهر کلیبر و آشنائی مردم این شهر با روستائیان سبب گردیده مردمان این منطقه باهمدیگر روابط نزدیک داشته باشند و در بسیاری موارد هم نسبت خانوادگی پیدا کرده اند. در نتیجه میتوان گفت مردم شهر کلیبر نقش بسزائی در انتخاب مدیران منطقه ایفا مینمایند. و مهمترین انتخاباتی که میتوان به آن اشاره نمود انتخاب نماینده مجلس میباشد که نقش بسزائی در سرنوشت مردم منطقه دارد. .........ادامه مطلب را بخوانید.......
چند تصویر
خاطرات من (قسمت آخر)

با سلام به خدمت دوستای گلم..........
.

میدونم آنهائی كه در این مدت زحمت كشیده و مطلب


""خاطرات من"" را خونده اند...... 

دلشان میخواد كه بقیه داستان را بخونند...
..
..
از آنجا ماندیم من هر روز كارم شده بود كه برم در محله آنها
پرسه ایی بزنم تا شاید این دختر عاشق بخواد یك نیم نگاهی 
به ما بكنه ؛.. البته خونه اینها در منطقه ایی قرار گرفته بود. كه 
پنجره معشوق من از یك محلی با فاصله 100 متری دیده میشد.
من هر روز كلی وقتم را در آن محل صرف می كردم.. تا عشقم 
را ببینم. شاید باور نكنید در آن مدت كه آنجا بودم نمی دونستم 
ساعتها چه زود می گذره ؛ اكثرا" شبها میرفتم كه كسی 
نباشه و چقدر زحمت و مشقت تو سرما و برف می كشیدم...
برای اینكه باهاش باشم منتظر نمی شدم ؛ فقط برای دیدن .... 
بعضی موقع از آن دور كبریت روشن می كردم یا سیگار كه
روشنی آن باعث بشه كه بدونه من اینجا هستم.....
بعد از مدتی كه متوجه میشد من آنجا هستم بدو بدو میآمدم تا 
نزدیك پنجره بهتر ببینم... یادم هست برای اولین بار كه باهاش 
حرف زدم چقدر دلنشین بود؛ پرسید برای چی وایستادی اینجا ؛
گفتم بخاطر شما..... گفت برو خونه تون گفتم كه اگه برم چی 
فایده داره .... گفت خوب هوا سرد است سرما می خوری ؛ 

گفتم باشه بهتر از این است كه دور از شما باشم..... 

همین شروع روابط نزدیك ما شد البته در حد صحبت و دیدار ؛ 
چون شیفته او بودم نمی خواستم عشقم را آلوده كنم .. 
میخواستم عشقی پاك برای همیشه داشته باشم... و 
همیشه در زندگی در رویای او باشم و برام ماندگار.. 
خدایا چی می شد انسان همیشه با آن عشق ابدی در زندگی
بمانه ، افسوس عشقهای این دوره چند روزه است و ریاكارانه
لحظه ایی و زودگذر... الان همه تنوع طلب شده اند برای عشق 
و محبت خویش ارزشی قائل نیستند.. فكر می كنند محبت یك
كالایی است كه باید در بازار عرضه شود و چه زود خود را 
در معرض فروش می گذاریم یادمان میرود ؛ عاشقی داریم
و دلباخته ایی با كسی عهد و پیمانی بسته ایم و......
(من یك دوست پسری داشتم خیلی باهاش دوست بودم و از
بچگی باهم بزرگ شده بودیم بهش خیلی اعتماد داشتم و هرچی بین 
من و او می گذشت براش تعریف می كردم .... نگو آن هم ماری بوده 
در آستین من و آماده نیش زدن..)
بقیه ادامه مطلب......
تصاویر جنگلهای كلیبر
پست رمز دار : خصوصی
خاطرات من
امشب مطلبی را براتون می نویسم ؛ این بر میگرده به حدود 23 سال پیش......
یعنی سال 1365 من در آن دوره حدود 17 سال داشتم...
كه اتفاق خاصی افتاد و این اتفاق باعث شد كه بنده بقول معروف ترك وطن كنم.. حدود 1 سال قبل از آن كه سال دوم دبیرستان بودم... قسمتی شد به جبهه بروم.....
خداوند تمام كسانی را كه در راه حفظ این كشور قدمی برداشته و برمی دارند... عاقبت بخیر كنه....
بنده از جبهه برگشته بودم... یادم است اولین یا دومین روز بود كه برای كاری به یكی از محلات كلیبر رفته بودم...
خوب جوانی هست و عشق و علاقه و محبت..... بنده در همین محل یهو متوجه دختری شدم كه از پنجره داشت بیرون را نگاه می كرد.... من چشام بهش افتاد و همین شد كه عاشق شدم....
واقعا" دختر زیبائی بود....
قد بلند و با موهای بلند ..... رنگ مش یا طلائی.... ظریف اندام نه آنقدر كه دل آدم را بزند(آخه آن زمان همه دوست داشتند كه چاق باشند)..... خلاصه بگم همه چی داشت و خدا بهش همه چی داده بود ؛ شاید بنظر من اینطوری آمد... ولی تا آنجا كه یادم میاد.... بنده هم خیلی مشكل پسند هستم... نمی تونم هر كسی را دوست داشته باشم ..... البته الان هم با همان سلیقه مانده ام.....
یادم هست یك نگاه عاشقانه به من كرد..... خلاصه من میخ كوب شدم.....
همین طوری مات و مبهوت نگاهش كردم....
آخه میگن برای بنزین یك چرقه كوچك كافی است....
بلی ما چند لحظه آنجا موندیم.....
بعد برگشتیم.... آخه كلیبر خوب جای كوچكی بود آن موقع حالا بزرگ شده ولی نه آنقدر كه مردم همدیگر را نشناسند...
حالا كار ما شده هر چند یك بار به آن محل بریم شاید دختر خوشگله از پنجره یك نیم نگاهی به ما بكنه....
آن موقع مثل الان نبود تلفن خیلی كم بود.... اگه هم بود به راحتی كنترل میكردند.... خلاصه مرسوم نبود زنگ بزنی
باید میرفتی تا علف زیر پات سبز میشد..... شاید یك لحظه عشقت را می دیدی ..... اشتباه نكنین فقط نگاه آن هم از دور.... یا باید منتظر میشدی یك روز تا مدارس باز بشه ... ... و می رفتی مثلا" در خیابان دور می زدی تا دخترها از مدرسه میان بیرون....
شاید یك نیم نگاهی بهت بكنند..... البته بگم همین نیم نگاه كارش را می كرد.....
شما حداقل 24 ساعت شارژ بودی.....
ادامه دارد........
تبلیغات 


